بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 226
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
مرتبه روح ظاهر گردد زيرا در سير الى اللّه حجب رؤيت كثرات امكانى از جلو آئينه وحدت و يگانگى برداشته مىشود بهطورىكه وحدت وجود حق تجلى كند ، و در سير دوم ( سير من الحقّ الى الحقّ ) حجبى كه بر رخسار وحدت وجود عينى هست و اثر آن در روح غلبه دارد از روى آئينه كثرت شئون نسبى زائل شود و تجلى باطنى كه عبارت از علوم غيبى و اسرار لا ريبى است براى عارف رخ مىدهد ، و پس از برافتادن حجب از چهرهء روح بين احكام حقيقت كونيه ، و احكام سر عارف ، يعنى وجود اضافى ، آميزش و فعل و انفعال پيدا شود چنانچه در سير اول بين روح و نفس حاصل شده بود لكن اينجا فعل بسر ، و انفعال بروح ، نسبت داده مىشود آنگاه از مشيمه روح ، قلب متولد شود كه قابل تجلى وجودى باطنى بوده و مشتمل بر كثرت شئون نسبى است و اين مرتبه را مرتبهء تجلى افعالى نامند كه ملكوت اشياء براى او ظاهر شود و سالك مظهر اسماء متعدده گردد . مكاشفه عبارت از دريافت اسرار حقايق است بدون واسطه و حجاب علم ، يعنى مشاهده و شهود اسرارى كه در عالم اعيان ثابته هستند پس علوم و اسرارى كه بوسيلهء مكاشفهء علمى براى بعضى حاصل مىشود داخل در اين باب نيست و آن را كشف صورى نامند و همهء اهل ملل مىتوانند داراى اين مكاشفه باشند . و آن چند درجه دارد : درجه اولى مكاشفهايست كه دلالت بر تحقيق صحيح نمايد ، پس اگر مكاشفه مستمر و دائمى باشد ، درجه دوم است و اگر گاهبهگاه واقع شود مكاشفه درجه اولى است . مكاشفه در درجه سوم عبارت از مكاشفه عين و حقيقت است نه مكاشفهء علمى و مكاشفهء حالى و آن بسبب واردات و تنزلات و تجليات حاصل گرديده و حجاب علم را از بين بردارد ، و خاصيت و اثر اين مكاشفه از بين رفتن كليهء بقاياى رسوم و آثار است و علامت آن اينست كه براى عارف مشاهده پيوسته در عظمت حق حيرت و سرگردانى پيش آيد و اين از آثار محبت و ولايت ولى است و نهايت اين مكاشفه ، مشاهده است حجاب چهره جان مىشود غبار تنم * خوش آن دمى كه از اين چهره پرده برفكنم مشاهده : سقوط حجابات و شهود احاطهء حق بذاته بر همهء اشياء